سيد احمد على خسروى

65

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در بسائط نبض است دليل است بر قوّة قوّه حيوانيّه هشتم ضعيف است دليل است بر ضعف قوّه حيوانيّه نهم سريع است يعنى زمان حركت شريان كم است و دليل است بر كثرة احتياج قلب بهواء خنك دهم بطئ است يعنى زمان حركت شريان كند است نه تند و دليل است بر كمى احتياج قلب بهواء خنك يازدهم صلب است به اين معنى كه بفشار انامل « 1 » ساقط نگردد و محكم‌تر برخورد بانكشتها دليل است به يبوست مزاج دوازدهم لين است يعنى زدن شريان بانكشت‌ها نرمى است كه اگر انامل را فشار دهند بالاى شريان ساقط گردد و دليل است برطوبة مزاج و بدن مريض سيزدهم متواتر است يعنى قرعات نبض و شريان پىدرپى باشد به اين معنى كه زمان حركت و سكون شريان كم باشد دليل است بر ضعف قوّة حيوانية چهاردهم متفاوت است و دليل است بر قوة قوه حيوانيّه به اين معنى كه پىدرپى نيست قرعات شريان نبض بلكه فترة بين آنها است پانزدهم ممتلى است يعنى طبيب در ؟ ؟ ؟ شريان احساس ترى مىنمايد دليل بر كثرت خون است شانزدهم خالى به اين معنى كه احساس مىكند معالج و بمجوّف بودن شريان و دليل بر كمى خون است هفدهم احساس نمودن بحرارة و گرم بودن چيزى كه در داخل شريان است هيجدهم احساس نمودن به سردى چيزى كه در داخل شريان است نوزدهم مساوى بودن زمان حركت و سكون است و دليل است بر اعتدال مزاج بيستم مختلف منتظم است دليل است بر تشابه حال بدن بيست و يكم مختلف غير منتظم است

--> ( 1 ) سرانكشتها